تبليغاتX
صاعقه زندگی من >
 

صاعقه زندگی من

چشمه اقليم رويا با من از باران بگو~~~~~~~ آنچه خواندي در نگاهم باز در پنهان بگو
زندگی کنید با امید

می خوام باز بنویسم باز دوباره قلم دستم بگیرم بنویسم.من باز برگشتم،گذشته رو کنار می زارم و در حالی که زندگی می کنم می اندیشم و به آرزوهای آینده ، خدا داند شاید این آرزوها همین حال باشه.

زندگی شیرین هست ، زندگی نفس هست ، زندگی همیشه تازگی داره ، زندگی فرازنشیب داره ، زندگی سختی و دشواری داره ، زندگی همین خون تو رگهامون هست که اگه نباشه دیگه نیستیم و برا همیشه چشم از این آرزوها می بندیم. می شه زندگی کردن رو در عرض 2دقیقه تموم کرد به همین راهتی و آسونی .........

دیشب یکی از بچه ها به اسم علیرضا یه OF در ID من گذاشته بود که می دونم send to all بود دقیقا نمی دونم چی نوشته بود ولی نوشته بود که حتما ببینین منم زدم save کردم.جونم براتون بگه که وقتی دیدم حالم خیلی خراب شد حتی تا ساعت 4شب بود نمی تونستم بخوابم .چند مرد که لباسهای مشکی پوشیده بودن و صورتهاشون رو پوشونده بودن یه مردی رو روی زانوهاش نشونده بودند و بعد تهدید و با یه خنجر سرش رو بریدن ،جوری شده بودم که نمی تونستم jetaudio رو ببندم یعنی دستام قفل شده بود و همین جور خیره مونده بودم .دیگه طوری شدم که یهو رایانه رو خاموش کردم بعد همین جور ساکت رفتم پیش مامانم نشستم و یواش بهش گفتم اونجا یکیرو کشتن،سرش رو بریدن......مامانم جا خورد گفت باز رفتی اینترنت؟؟؟باز چیز ترسناکی دیدی؟؟؟خدایی نمی تونستم حرف بزنم.آخه چرا اینقدر آدم باید بیرحم باشه؟؟؟برا چی حق زندگیرو از اینها می گیرن؟؟؟دیگه عقلم سوت می زنه ببخشین که اینبار اینجوری آپدیت می کنم آخه اصلا حوصله نوشتن رو نداشتم.

قدر نفس هایتان رو بدانید

قربون همتون برم مراقب این زندگیتون باشین*** این نفس هایی که ما می کشیم خیلی زیباست ***از هر چی خطر، بد و زشتی هست دوری کنین***

آزومند آرزوهای شما

نوشته شده توسط ندا در یکشنبه نهم بهمن 1384 و ساعت 12:42


کليه حقوق اين وبلاگ متعلق به سازنده و دارنده آن مي باشد
کپي برداري از مطالب با ذکر منبع بلامانع است