|
صاعقه زندگی من |
دلم می خواد جایی برم که کسی نباشه................. دلم می خواد جایی باشم که بوی محبت بده................ دلم می خواد از همه چی فرار کنم.............. دلم می خواد ولی نه نیاز دارم به یه همزبون،به کسی که منو بفهمه،به کسی که جونمو براش بدم،به کسی که تا آخرش با من باشه،به کسی که من رو به خاطر من بودنم بخواد. از این دنیا خسته شدم ، از اطرافیانم ، از دوستانم ، از همه ، حتی از خودم. تا کی باید این همه خفت و خاری رو ببینم و تحمل کنم؟تا کی باید زندگی کنم؟تا کی باید نفس بکشم؟به هرکی محبت می کنم در عوض غیر از بی محبتی چیزی نمی بینم. می خوام روزگار رو مثل یه درخت به آغوش بکشم و همه برگهاش رو با دستانم بکنم و بندازم زمین.